تبليغاتX
وبلاگ طرفداران استاد ایرج و استاد گلپا
دانلود آهنگهای زیبای استاد گلپا و استاد ایرج
فرهنگ حذف هنر واقعی!

ویلیام وردز وورث شاعر پرآوازه و طبیعت گرای انگلیسی می سراید:

شنیدم که کفتری خانگی می خواند

حکایت آشیانه اش را امروز

صدایش در میان درختان محو می شد

اما دوباره با نسیمی باز می گشت

...

و حال این حکایت ما است که صداهامان در میان درختان محو می شوند و گویا گوش شنوایی وجود ندارد...

...

به این اسامی توجه کنید: ناصر حجازی، علی پروین، حسن روشن، پرویز قلیچ خانی.

همگان می دانیم این ها اسامی فوتبالیست هایی هستند که در زمان رژیم گذشته سرآمد بقیه ی بازیکنان فوتبال بودند و برای خود ابهتی داشتند. {منهای قلیچ خانی} بقیه ی آنها با تیم ملی فوتبال در جام جهانی نیز بازی کرده اند... با ورق زدن نشریه های آن زمان در می یابیم که آوازه و شهرت آنها کمتر از امروز نبود...

...

و اما موضوعی که می خواهم امروز به آن بپردازم؛ بی ارتباط با این اسامی نیست... زمانی که حسن روشن یا ناصر حجازی یا علی پروین در اوج دوره ی فوتبال خود بوده اند، استادان بلا منازع آواز مخصوصا خدای آواز: استاد ایرج و مرد حنجره طلایی: استاد گلپا معروفیت و آوازه ی به مراتب بیشتری از این بازیکنان داشتند... همگی آنها با چند سال تفاوت هم دوره بودند و احتمالا شاید برخی با هم رفاقتی هم داشته باشند... هیچ خواننده ای در همان دوره یارایی رقابت با این دو استاد را نداشت و اغلب نشریات تایید کننده ی این عرایض بنده هستند... گاهی اوقات بر روی جلد نشریات هنری عکس استادان هم چاپ می شد و مطالب فراوان در باره شان نوشته می شد... در آن دوره شاید در کشور کسی وجود نداشته که همان هنگامی که به نوع دریبل زدن حسن روشن یا سانتر کردن علی پروین یا توپ گرفتن ناصر حجازی و یا شوت زدن پرویز قلیچ خانی فکر می کرده و هنر آنان را می ستوده، از نحوه ی تحریر استادگلپا یا آوازهای استاد ایرج بی خبر بوده باشد... همانقدر که مردم {خواه عامی، خواه اهل ذوق و هنر یا روشنفکر} به ریزه کاری های بازی هر یک از این فوتبالیست ها آگاه بودند، از وسعت و مخملی بودن صدای استاد ایرج و ظرافت و زیبایی صدای استاد گلپا اطلاع داشتند... به بیان ساده، شاید هیچ محفلی نبوده که در آن بحثی از هنر شود و نام استاد ایرج یا استاد گلپا نیاورده شود، همانطور که نامی از پروین و روشن برده می شده... هیچ رسانه، تلویزیون، رادیو، یا روزنامه ای نبوده که هنگام بحث در باره ی موسیقی از کنار نام این دو استاد بزرگ به راحتی بگذرد، همانطور که از کنار نام این فوتبالیست ها نمی گذشت...

...

اما امروز چی؟!

امروز باز هم اسامی ای چون علی پروین، حسن روشن و ناصر حجازی همچنان در صفحات روزنامه ها، در رادیوها، در تلویزیون به کرات آورده می شود... یعنی بیست و هفت سال این کار انجام شده. روزی نبوده که رسانه ای نام این بزرگان فوتبال را ذکر نکرده باشد. گذشت از میانسالان و حتی کهنسالان، نوجوانان و کودکان نیز نام آنها را شنیده اند. و نه تنها با آنها کاملا آشنایند، بلکه نام تیم هاشان، تعداد بازی های ملی شان، و حتی وضعیت خانوادگی شان را هم به خوبی می دانند...

...

 

اما اگر از همین کودکان و نوجوانان و گاها میانسالان بپرسی استاد ایرج کیست، ممکن است نشناسند!... حتی اگر توضیح دهی ایرج یکی از سه خواننده ی برتر تاریخ موسیقی آوازی است، امان دارد بگویند: منظورتان ایرج قادری است؟!... یا بگویند: ایرج بسطامی را می گویید؟!... یا کار به جایی بکشد که بگویند: بله منظورتان ایرج خواجه نوری است؟!

یا اگر از آنان در باره ی استاد گلپا بپرسید، با چنین رویه ای از پاسخگویی مواجه می شوید... فقط آنها که عاشقند، اسم ایرج و گلپا را شنیده اند!...

چرا این چنین است؟... مگر فرق حسن روشن و علی پروین با ایرج و گلپا در چیست؟!... من منکر زحمات آنها در ورزش کشور نیستم، اما چرا باید بیست و هفت سال اسم گلپا و ایرج از صحنه ی فرهنگ و هنر و موسیقی کشور حذف گردد؟؟!! اما اسامی ورزشکاران به آب طلا گرفته شود؟... چرا باید ذهن جوانان با چیزهایی غیرواقعی پر شود؟!... لازم نیست کسی پاسخی بدهد زیرا دیگر کار از کار گذشته... آنها که از همان روز اول نام های ایرج و گلپا را در فهرست سیاه قرار دادند، کار خود را کردند و این عمل باعث شستشوی ذهنیت ها و مغزها گردید... ذهن اغلب جوانان به سمت و سویی رفت که متولیان فرهنگ کشور می خواستند... سمت و سویی که قلم قرمز کشیدن بر نام های ایرج و گلپا یک مدینه ی فاضله ی آرمانی بود!

...

لیکن آنان غافل بوده و هستند از اینکه:

 باغ و بوستان نوای ایرج و گلپا خشکیدنی نیست،

باغی هزار درخت است که هر یک را با تبر قطع کنی، هزار جوانه ی دیگر بر تنه ی آن می روید،

...

و لسان الغیب می گوید:

تلقین و درس اهل نظر یک اشارت است

گفتم کنایتی و مکرر نمی کنم...

ناصح به طنز گفت که رو ترک عشق کن

محتاج جنگ نیست برادر نمی کنم...

منبع:وبلاگ خدای آواز (ایرج)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 11:34  توسط میثم بلوکات | 

 

Coming soon

+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 23:40  توسط میثم بلوکات | 

سال نو را بایاد استاد یاحقی آغاز خواهیم کرد و امیدواریم سالی پر از برکت داشته باشید

نوازنده یی بی جانشین

کیست که باور کند نغمه پرداز آرشه های جادویی که توانست در ۱۳ سالگی به رادیو راه پیدا کند و در ۱۸ سالگی سولیست رادیو تهران شود .ویولن را از فضای ارکسترال به تکنوازی کشاند و خالق این همه تصنیف و چهار مضراب با پنجه هایی چنین با صلابت و طراوت انگیز که دورترین آدمیان نسبت به نغمه و بانگ و ترانه هم نمی توانند بی تاثیر از جادوی شگرف او باشند.اینچنین غریبانه و در بی خبری به یاران دیگر خویش پیوسته باشد.

فروغ بهمن پور که در این سال ها به سراغ بزرگان موسیقی ایران رفته .یکشنبه ۱۵ بهمن ۸۵ مقاله ای در روزنامه کارگزاران نگاشت که تردید ندارم آتشی سهمناک بر جان مخاطبان مقاله نشاند.آن هنگام که نیمه های اول مقاله اش را در داخل ماشی و در مسیر راه خانه می خواندم بی اختیار گونه های اشک را به لابه لای واژگان نوشته اش که از مظلومیت این نام بزرگ خبر میداد کشاند و نشاند ووقتی در کنج خانه قسمت های پایانی مقاله اش را خواندم گریه امانم رابرید وناله و فغان بلند شد کهآخر چرا و تا کی؟؟؟

سخنان فروغ بهمن پور :

جمعه ساعت چهار بعد اتز ظهر بود به اتفاق بابک بختیاری و فریدون احتشامی رفتیم در خونه استاد یاحقی.درو باز نکرد.همسایه اون ما رو شناخت. گفت"استاد دو سه روزه از خونه بیرون نیومده صدای سازش هم نمیاد.دلشوره گرفتیم رفتیم پشت در آپارتمان صداش کردیم.جوابی نگرفتیم فرازی شوهر خواهرش کلید خونه را داشت .تلفن کردیم خواستیم کلید بیاره تا اون از لواسان بیاد طاقت نیاوردیم درو شکستیم".

"استاد پشت در افتاده بود مثل اینکه احساس خطر می کرد .می خواسته خودش را برسونه بیرون وکسی رو خبر کنه.شلوارش را داشته می پوشیده که مرگ مهلتش نداده."

آری چه کسی باور می کند نابغه موسیقی ایران چنین مظلومانه پر کشیده است؟؟از کسانی که شان هنر و هنرمند و زیبایی آفرینی و زیبایی پرستس بر آنها روشن و آشکار نیست انتظاری نمیرود که تجدید نظری کنند.اما از دوستان باید پرسید که نمی شد سراغش رفت و به هر طریقی شده برایش نکوداشتی ترتیب داد و به تحلیل و تجلیل آثارش وسبک بی نطیر نوازندگی اش پرداخت؟؟

وقتی استاد حسن کسایی ذخیره بی پایان موسیقی ایران از دست دادن استاد پرویز یاحقی را فاجعه می داند و برای او جانشینی نمی بیند و پرویز مشکاتین از باز ایستادن آرشه های جان پرور سخن می راند و استاد محمد رضا شجریان از انزوا طلبی بیست و هفت و هشت ساله اش در مراسم تشیع جنازه اش ناله سر می دهد و می گوید همه دوست دارند مثل پرویز ساز بزنند جای این پرسش میماند که چراآنانی که دوستش می داشتند در این سال ها سراغی ازاونگرفته اند ویادی از او نکرده اند؟؟

زین رو بود که پرویز یاحقی خود گفته بود(من میدونم اگر بمیرم خیلی ها تازه یادشون می افته که برام بزرگداشت بگیرن)

پرویز صدیقی پارسی معروف به یاحقی در سال ۱۳۱۵ در تهران در خانواده ای اهل موسیقی متولد شد و علاوه بر دایی معروفش حسین یاحقی پدر بزرگش و نیز خاله اش فرخ لقا موسیقیدان بودند.

سخنان استاد پرویز یاحقی :

((من از کودکی علاقه بسیار زیادی به موسیقی نشان می دادم .مرحوم یاحقی به خوبی این نکته را فهمیده بود ولی پدرم مخالف سرسخت موسیقیدان شدن من بود و همین اختلاف باعث می شد ساعت ها آن دو با هم مذاکره کنند.پدرم هم دریافته بود که قضیه به این آسانی ها نیست. مبارزه وکشمکش بین پدرم و گروه مقابل که در راس آنها یاحقی و صبا بودند شکل جدی تر به خود گرفت نه اینکه او با موسیقی بیگانه باشد فقط نمیخواست من موسیقیدان شوم بلکه او دوست داشت من دکتر یا مهندس شوم.اما دایی بدون توجه به خواست پدرم دست از راهنمایی و آموزش بر نمیداشت .کار به جایی رسید که پدر برای اینکه مرا از محیط دور کند تصمیم گرفت به بهانه ماموریت اداری مرا از کشور خارج کند.چشم باز کردم خود را در بیروت یافتم.زمانی که از حسین یاحقی و صبا دور شدم بسیار بیمار شدم .کاخ آرزوهایم را که همان همنشینی با موسیقیدانان بود را فرو ریخته دیدم.فلوت کوچکی داشتم که با آن قطعه های موسیقی را تقلید میکردم . پدرم حتی اجازه نداد آن را هم با خود بیاورم.))

او نمرده ونمیمیرد تا زمانی که نغمه های جادویی سازش با ما و در میان ما جاری و ساری است.اما بالاخره کی باید به خود آییم که نوابغی از جنس او تنها یک بار و برای همیشه ارمغان تاریخ بشریتند.از نسل پرویز یاحقی تنها تعداد اندکی بر جایند که بر چشمان ما باید بنشانیم اشان  که در راس آنها استاد حسن کسایی / استاد جلیل شهناز و استاد فرامرز پایور هستند.خداوند به این سه استاد بزرگ عمر جاودانه دهد و خدا را شکر که استاد کسایی سر حالند و سرزنده اما آن دو هنرمند بزرگ در بسترند و بر ما فرض است رعایت حق شناسی این همه آفرینش زیبایی هنری را که آنان عمری خالقشان بودند.

امید که زین پس چنین بادا.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 12:30  توسط میثم بلوکات | 

به نام یگانه ایزد منان

با عرض سلامی دوباره خدمت تمامی شما عزیزان اهل هنر و موسیقی اصیل این مرز وبوم.

سلامی به وسعت دریا و به گرمی صدای استاد ایرج و به لطافت نوای استاد گلپا.

امیدوارم بخشش مرا پذیرا باشید از اینکه مدتی به دلیل مشغله کاری قادر به انجام

وظیفه نبودم.اینک باز هم به خدمت شما عزیزان آمدم تا شاید بتوانم گوشه ای از

هنر بی نظیر استاد ایرج واستاد گلپا را برای شما معرفی کنم.

در ابتدا یک ترانه و یک آواز بسیا بسیار زیبا از استاد گلپا را برای دانلود شما

دوستان قرار دادم  که امیدوارم مورد پسند شما عزیزان واقع شود.

استاد گلپا :  ترانه   

  ای ساقی 

استاد گلپا : آواز

گلهای رنگارنگ برنامه شماره 462

با همکاری استاد گلپایگانی و خانم ناهید - استاد پرویز یاحقی - استاد مجد و

استاد افتتاح تنظیم گردید.

دستگاه : اصفهان

آهنگساز : استاد جواد معروفی

ترانه : حافظ - پژمان بختیاری

گوینده : فیروزه امیر معظ

گلهای رنگارنگ462 

 


در این قسمت نیز یک ترانه بسیار زیبا به نام(به راه دورت نمیدم)

و یک آواز بی نظیر از استاد ایرج را برای دانلود شما عزیزان قرار دادم که

امیدوارم لذت ببرید.

استاد ایرج : ترانه

به راه دورت نمیدم

استاد ایرج : آواز

یک شاخه گل برنامه شماره ۳۴۵

 این برنامه با همکاری استاد ایرج - استاد پرویز یا حقی - استاد جلیل شهناز و

استاد افتتاح  تنظیم گردید.

دستگاه : همایون

اشعار : میرزا فصیحی

گوینده : آذر پژوهش

شاخه گل 345

تا فردایی دگر خدا نگهدار

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 22:33  توسط میثم بلوکات | 
گلهای رنگارنگ:

برنامه شماره ۵۲۲

خواننده : استاد ایرج


بی شک باید عاشق بود تا عاشقانه خواند

و استاد ایرج با صدای جادویی خود دراین

آواز این را ثابت کرد


دیشب تو را به ما سر مهر و وفا نبود 

آن گرمی و محبت و شور و صفا نبود

بیگانه وار مینگرستی به چشم من

در  چشم  ما مگر نگه  آشنا  نبود

با مهربان خود زچه نامهربان شدی

این شرط دوستداری وترک وفا نبود

 دانلود آواز  

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 14:22  توسط میثم بلوکات | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
دانلود آثار بی نظیر و کمیاب استاد گلپا و استاد ایرج

پیوندهای روزانه
بهترین وبلاگ ها
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم مهر 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته سوم آذر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
پیوندها
كمان ابرو
سخنان بزرگان و اندیشمندان
وبلاگ طرفداران استاد معین جاودانه صدای عشق
سایت هواداران استاد معین جاودانه صدای عشق
ورزش در دربندسر
وبلاگ( فقط ایرج فقط گلپا) آقا نوید
دبیرستان اقمشه
سارا شعر
موسيقي ايراني
عشق هاي اينترنتي
شوتوكان كاراته(محسن عابديني)
وبلاگ ديوانگان معين
رادیو گلها
خداوندگار آواز ایرانی(فلاورز)
وبلاگ استاد گلپا (آقا فرهاد)
سلطان آواز استاد ایرج
سیاه مشق ها
وبلاگ آوای ایرج
موسیقی ایرانی(آقای محمود صالحی)
وبلاگ گلها(آقا سعید)
وبلاگ همایون شجریان(خانم مرجان)
وبلاگ رسمی هواداران ستار
سایت دربندسر(لاراب)
کیلیپ های توپ و مطالب عاشقانه xx (شهروز)
دانلود آثار قدیمی و ماندگار هنرمندان(آقای فریبرز)
وبلاگ هواداران شکیلا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان